ترمز اداره مالیات اعتراض استقلال اسماعیلی

ترمز: اداره مالیات اعتراض استقلال اسماعیلی بازیکنان هافبک استقلال اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی این حرف ها از قالیباف بعید بود/ قالیباف به هردلیلی در حال عوض کردن فاز واکنش‌ها سیاسی خود است ، امیر محبیان

یک فعال سیاسی اصولگرا در تصویر العمل به سخنان قالیباف می‌گوید: این نقد از جناب قالیباف بعید هست؛ جریان اصولگرایی کجا برابر رای مردم ایستاد. 

این حرف ها از قالیباف بعید بود/ قالیباف به هردلیلی در حال عوض کردن فاز واکنش‌ها سیاسی خود است ، امیر محبیان

امیر محبیان : این حرف ها از قالیباف بعید بود/ قالیباف به هردلیلی در حال عوض کردن فاز واکنش‌ها سیاسی خود است

عبارات مهم : سیاسی

یک فعال سیاسی اصولگرا در تصویر العمل به سخنان قالیباف می گوید: این نقد از جناب قالیباف بعید هست؛ جریان اصولگرایی کجا برابر رای مردم ایستاد.

امیر محبیان موسس حزب نواندیشان و فعال سیاسی اصولگرا صحبت اخیر محمدباقر قالیباف را تحلیل و ارزیابی کرده هست. او از این عوض کردن قالیباف دفاع می کند ولی در برابر موضع گیری های قالیباف می گوید که جریان اصولگرا به نظر من کارنامه درخشانی ندارد ولی کارنامه قابل قبولی دارد. در ادامه مشروح این گفت و گو را می خوانید:

این حرف ها از قالیباف بعید بود/ قالیباف به هردلیلی در حال عوض کردن فاز واکنش‌ها سیاسی خود است ، امیر محبیان

آقای قالیباف در صحبت دیروز خود گفتند که جریان اصولگرایی در حرف و عمل اعتقاد به مکتب امام است ولی این جریان کارنامه قابل قبول و قابل دفاعی ندارد و حتی در هدفگذاری و روش و ابزار هم بد سلیقگی داشته هست. نظرتان راجع به این بیانات آقای قالیباف چیست؟

سخنان آقای قالیباف را از دو منظر می توان نگریست؛ نخست از منظر یک جریان اصلاحی درون جریان اصولگرا که می خواهد با نقد گذشته اصولگرایی را با شرایط نوین آشتی داده و مدیریت عوض کردن را کلید زند.از این منظر این نقدها غلط نیست و حتی می توان در مواردی نقدهایی شدیدتر را مطرح کرد. لیکن از این موضع، ما در حال انداختن تقصیر بر گردن کسی نیستیم بلکه از منظر درون جناحی روند اصلاح را دنبال می کنیم به عبارتی نهایتا نگاه ریویزیونیستی (تجدیدنظر طلبانه) داریم که من علی رغم نگاه مارکسیستی آن را مفهوم بدی نمی دانم. ولی خطرناک آنست که این نقدها از موضع اپورتونیستی(فرصت طلبانه) مطرح شود.

در این حالت ناقد نشانه اصلاحی ندارد بلکه قصد موج سواری روی نقدهایی را دارد که شاید صحیح هم باشند. البته برداشت من از نقدهای آقای قالیباف؛ نقدهای اصلاحی هست. لکن نقدها و شعارهایی که از سوی ایشان داده می شود؛ هم باید از کانال نقد سخت بگذرد تا پخته گردد چنانچه بعضی از نقدهای دانشجویان علم و صنعت را اتفاقا قابل تامل دیدم. از سوی دیگر ؛ جریان اصولگرا بنظر من کارنامه درخشانی ندارد ولی کارنامه قابل قبولی دارد. این جریان در برابر امواج سنگین محصول اصلاح طلبی رادیکال که خودشان نام اصقلاب یعنی اصلاح طلبی بنیان کن برآن گذاشته بودند؛ مقاومت کرد. این جریان اصالت داشت واتفاقا زمانی که بعضی جریان های خودی تحت عنوان نو اصولگرایی (قبل از آقای قالیباف) پراگماتیسم (عمل گرایی)رادیکال و پیروزی به هر قیمت را دستور کار قرار دادند؛شاهد شکاف های سخت در پایه های اخلاقی اصولگرایی شدیم که بعد به خیلی جاها کشید. بنابراین ضمن تقدیر از آقای قالیباف که نقد را کلید زدند؛ فکر می کنم بحث ابتدایی باید میان کسانی صورت گیرد که تحلیل دقیقی از تاریخ و علل وقوع تحولات در کشور و بویژه جریان اصولگرایی دارند.

یک فعال سیاسی اصولگرا در تصویر العمل به سخنان قالیباف می‌گوید: این نقد از جناب قالیباف بعید هست؛ جریان اصولگرایی کجا برابر رای مردم ایستاد. 

آیا شکست قالیباف باعث شده است که علیه اصولگرایان موضع بگیرد؟

من ترجیح می دهم نیت خوانی نکنم ؛ آقای قالیباف به هردلیلی در حال عوض کردن فاز واکنش‌ها سیاسی خود هست. اساسا تحول می تواند بافایده باشد و قالیباف فردی با رویکرد فعال است حضورش در حوزه نظر هم می تواند بافایده باشد.

چرا آقای قالیباف در حال عوض کردن فاز سیاسی است؟

انسان متحول هست؛ اشکالی ندارد که عوض کردن موضع صورت بگیرد فقط باید منطق تحول درست داشته باشد. نام قالیباف با مدیریت عجین شده است و اتفاقا مدیر توانمندی هم بود ولی اکنون می خواهد تصویر سیاسی در قامت راهبری جریان نواصولگرایی جهت خود ایجاد کند؛ اینهم اشکالی ندارد آیا باید دلواپس باشیم. در مسیر نقد درست او را کمک هم می کنیم. جریان اصولگرایی تحمل و پذیرش خوبی دارد.

این حرف ها از قالیباف بعید بود/ قالیباف به هردلیلی در حال عوض کردن فاز واکنش‌ها سیاسی خود است ، امیر محبیان

ولی در عین حال بعضی بر این باورند که چون چند دوره است که اصولگرایان در انتخابات ها شکست خورده اند به همین خاطر آقای قالیباف در نظر دارد تا جهت کسب جایگاه مردمی از اصولگرایان فاصله بگیرد و به نقد آنان بپردازد.

اگر جهت جلب نظر مردمی و کسب جایگاه مردمی فعالیت می کند؛ کار بدی نمی کند. نقد هم منطقی باشد مفیداست و هیچ اشکالی ندارد.

یک فعال سیاسی اصولگرا در تصویر العمل به سخنان قالیباف می‌گوید: این نقد از جناب قالیباف بعید هست؛ جریان اصولگرایی کجا برابر رای مردم ایستاد. 

آقای قالیباف همچنین گفته که اصولگرایی می توانست خواست های انقلاب اسلامی را محقق کند ولی نتوانست؛ در این باره نظرتان چیست؟

اصولگرایی تنها قدرت حاکم بر عرصه سیاسی نبود؛ اصولگرایی یکی از جریانات سیاسی بود؛ هنگامی که که در دوران جنگ دولت دست جریان مخالف اصولگرایی و بعد هشت سال در اختیار خط مرحوم هاشمی و بعد هم هشت سال در اختیار دولت اصلاحات بود؛ با بیست و پنج سال زیرسازی جریان غیر اصولگرا؛ چطور انتظار داریم که اصولگرایان یک تنه همه خواسته های نظام را تحقق بخشند؟ وظیفه مالا یُطاق نباید کرد. البته قبول دارم اصولگرایی در حد توان خود ظاهر نشد و این قابل نقد است و بارها در باب آن نوشته ام، ولی در نقد نباید بی انصافی کرد.

ولی علی رغم آنچه که شما می گویید بسیاری بر این باورند که همواره امکانات دولتی و حکومتی اصولگرایان زیاد از هر جریان سیاسی دیگری بوده از جمله اینکه جریان رقیب اصولگرایان در انتخابات های متفاوت با فیلتر شورای نگهبان روبه رو بوده و در همین حال اصولگرایان توانستند اکثریت را در مجلس به دست بگیرند.

این حرف ها از قالیباف بعید بود/ قالیباف به هردلیلی در حال عوض کردن فاز واکنش‌ها سیاسی خود است ، امیر محبیان

این که امکانات دولتی و حکومتی در اختیار اصولگرایانی باشد؛ تهمت است و باید اثبات شود؛ کجا اصولگرایان از امکانات حکومتی به سود خود بهره خلاف برده اند؛ ولی به گمانم منظور شما همسویی بعضی از نهادهای حکومتی مثل شورای نگهبان با اصولگرایان هست؛ این حرف دقیق نیست بلکه این نهادها و اصولگرایان برداشت و باور مشترکی دارند؛ نه آن که آنها در خدمت اصولگرایان باشند؛ به عنوان نمونه اگر ما مواضع و نگرش مشترکی میان اصلاح طلبان و کشورهای غربی و آمریکا ببینیم؛ آیا شما این ادعا را که اصلاح طلبان نیروی آمریکایی ها هستند؛ قبول می کنید؟ اگر آن را می پذیرید ما هم منطق شما را بپذیریم. شورای نگهبان هم در رد و تایید افراد تابع قوانین خود است و خود پاسخگوی اقدامش است.

صحبت های امروز آقای قالیباف چند توصیه قابل تأمل داشت: این جریان(اصولگرایی) شعار مردم باوری را داد ولی در عمل به آن باور نداشت و اعتقاد قلبی به مردم باوری در این جریان سیاسی نبود. نواصولگرایی با فرهنگ پدرخواندگی ساخته نمی شود؛ نواصولگرایی پدرخوانده نمی خواهد. هیچکس دیگر حق ندارد به عنوان پیشکسوت جلوی بروز این ظرفیت عظیم جوانان باانگیزه و پخته را سد کند. پیله های مصلحت اندیشی که دور بعضی مسئولان پیچیده شده است را پاره کنید. در این مورد چه نظری دارید.

این گزاره را باید تحلیل جدی کرد. این نقد از جناب قالیباف بعید هست. این تهمت اصلاح طلبان افراطی بود؛ جریان اصولگرایی کجا برابر رای مردم ایستاد. هنگامی که رییس دولت اصلاحات پیروز شد جناب ناطق نخستین کسی بود که تبریک گفت. این را مقایسه کنید با واکنش‌ها رقیب در سال ٨٨. این که جریان اصولگرایی برنامه دقیقی جهت جذب نسل نو ندارد به معنای فقدان مردم باوری نیست.

اساسا باید دقت کنیم تهمت عدم مردم باوری اصلاح طلبان رادیکال به اصولگرایان از منظر دیگری گفته می شود. آنها می گفتند مردم برابر نظام و خواست آنها در تقابل با خواست نظام است و ما یعنی اصلاح طلبان مردم را گزینش کرده ایم و اصولگرایان نظام را!

این منطق آنها بود؛ این منطق غلط بود چون هنگامی که اکثریت بعدا کس دیگری را که از آنها نبود برگزید آنها جایگزین مردم گرایی به تحقیر مردم دست زدند. بنابراین نباید تهمت های تندروها علیه اصولگرایان را تکرار کنیم. موضع اصولگرایان اتفاقا هر لحظه مردم گرایانه بوده است ولی طبعا هنگامی که میان عرف غالب طبقه ای از جامعه و شرع تعارض بوده ؛ شرع را برگزیده اند؛ این افتخار اصولگرایی و بخشی از هویت آنست. والا هیچگاه آن اصولگرایی که می شناسیم رای غالب مردم را رد نکرد.

در عبارت نواصولگرایی با فرهنگ پدرخواندگی ساخته نمی شود و پدر خوانده نمی خواهد ؛ این مفهوم مستتر است که گویی جریان اصولگرایی تابع پدرخوانده هایی بوده هست. خیر جریان اصولگرا هیچگاه پدرخوانده نداشته هست؛ بلکه جامعتین را به عنوان راهنمایان شرعی خود برگزیده بود که حکم پدرخواندگی نداشتند؛ اساسا پدر معنوی جریان اصولگرا شمرده می شدند و هر جریانی که از آنها فاصله گرفت از منبع سالم شریعت دور شد.

یکی از نقدهای ما به بعضی جریان های اصولگرا همین فاصله گرفتن از این جماعت های علما بود که به خود اجتهادی و غیراخلاقی عمل کردن انجامید. از طرف دیگر؛ بازهم دقت نمی شود که اصلاح طلبان رادیکال امنیتی این تهمت را به اصولگرایان می زدند و نظم و اطاعت آنها از رهبری و ولایت را نظم پادگانی توصیف می کردند. آنها بدلیل گرایش های سکولار دیگر درک درستی از مفهوم ولایت پذیری نداشتند. این را نباید افراد با ریشه های اصولگرا تکرار کنند. جریان اصولگرا جریان مافیایی نیست که پدرخوانده بخواهد؛جریان اصولگرا جریانی با نظم اعتقادی بود که البته اکنون ضعیف شده است باید احیا شود.در مورد استفاده از نیروی جوان هم باید تحلیل دقیق داد ؛ نه لزوما هر جوانی خوشفکر است و نه هر کهنسالی بیفکر؛ باید تجربه سالمندان و شور و انرژی جوانان ترکیب منطقی شود.

و نظرتان در مورد این عبارت آقای قالیباف مبنی بر پاره کردن پیله های مصلحت اندیشی چیست؟

مصلحت اندیشی مفهوم فرعی و محصول عقل گرایی هست؛ مصلحت اندیشی را نباید نفی کرد ؛ به گمانم نظر آقای قالیباف وحشت هایی است که تحت لوای مصلحت اندیشی خود را عرضه می کنند ؛ این وحشت ها در واقع محافظه کاری بوروکراتیسم است که هر جریان انقلابی را خفه می کند؛ با این مفهوم با قالیباف هم نظر هستم ولی باید دقیق توضیح داده شود.

واژه های کلیدی: سیاسی | اصولگرا | قالیباف | کارنامه | اصلاح طلب | اصولگرایان | اصلاح طلبان | محمدباقر قالیباف


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs